اگر که دل شکسته‏اى حسین را صدا بزن 

اگر ملول و خسته‏اى حسین را صدا بزن

در این بهار معرفت پرستوى بهارى‏ام 

اگر چه پر شکسته‏اى حسین را صدا بزن

سحَر شد و سپیده زد چرا تو همچو مرغ شب 

لب از ترانه بسته‏اى حسین را صدا بزن

تو سر به زانوى غمى زشَرم کرده‏هاى خود 

چرا غمین نشسته‏اى حسین را صدا بزن

اگر به باغ آرزو به عشق کربلاى او 

دل از همه گسسته‏اى حسین را صدا بزن

 

دکتر شریعتی:

حسين بيشتر از آب تشنه لبيك بود اما افسوس كه به جاي افكارش زخم‌هاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي‌آبي معرفي   

کردند

کربلا، ام القرای عشق و دیار خونبار یار است.

هر کس در سینه‌اش قلبی کربلایی نتپد و شریانش با شریان بریده عاشورا پیوند نخورد از طواف کعبه عشق بازمانده و از قافله بریده است.

کربلا، قتل‌گاه سروهای باغ نبوت است، اما خون سبز رستن از رگ سروها در جویبار رگ‌های تاریخ جریان یافته است.

از کربلا تا امروز کدام شکفتن را می‌شناسیم که از ساحل کربلا سیراب نشده باشد، کدام قیام را می‌شناسیم که بی‌پیوند با عاشورا بماند و بی‌اتصال به کربلا به ربایش دل‌ها و باروری اندیشه‌ها توفیق یابد؟

کربلا، یک آسمان ستاره به افق تاریک خاک بارید.

 اگر کربلا نبود امروز در ظلمت دیرپای ستم، یزید قهرمان بود و معاویه اسطوره عدالت و سیاست و جوانمردی!

اگر کربلا نبود حق برای همیشه در محاق بود و امپراطوری بیداد همه مرزهای خاک را در می‌نوردید و تمامی ارزش‌های اصیل را در صرصر نحس خویش به کام می‌کشید و بر باد می‌داد.

اگر کربلا نبود، طوفان انقلاب، شالوده شرارت و شقاوت را فرو نمی‌شکست و عزت امروز رقم نمی‌خورد اگر کربلا نبود، امروز مکه و مدینه و جغرافیای پهناور اسلام ناشناخته و گمنام می‌ماند.

کربلا همه چیز ماست و این کوثر جوشنده پوینده، در بستر زمان، تا خیزش آخرش سفیر، بذرها را به رستن و شکفتن خواهد خواند

.